نقاشی درمانی

نقاشی درمانی شاخه ای از هنر درمانی است.

ترسیم کردن توانست خیلی زود به عنوان یک تکنیک نتیجه بخش برای تشخیص شرایط آسیب شناختی بکار رود. به‌طوری‌که از همین امکان تشخیص ابتدایی، به تدریج روش‌های منظم بسیاری به وجود آمد که امروز آن‌ها را آزمون نقاشی می‌نامند.این آزمون‌ها در تحلیل روانکاوانه پدید آورنده اثر نقش به سزایی دارد. در سال۱۹۲۵ نولان لوئـیس به عنوان یک تحـلـیل‌گرروانی استفاده از نقاشی‌آزاد را برای تحلیل رفتار بزرگسالان روان رنجور آغاز کرد. و این شاخهٔ تازه تأسیس بسرعت به عنوان یک پارامتر اساسی در کار روانشناسان جای مناسبی یافت. هدف نقاشی‌درمانی فراهم آوردن فرصتی برای افراد بود تا از طریق رنگها و خطوط احساسات، عواطف، نیازها و حتی دانسته‌های خود را آزادانه و به نحوی که مایل اند بیان کنند.نقاشی و سایر هنرها مانند پلی میان دنیای درون و واقعیت‌‌های بیرونی قرار می‌گیرند و تصویر مانند یک مـیانجـی در فاصله ایـن درعمل کرده و جنبه‌های خودآگاه و ناخودآگاه، گذشته شته، حال و آیندهٔ فرد را بازگو می‌کند[دی لئو، جوزف (۱۳۷۵)]. نقاشی بیش از آنکه در تشخیص اختلال‌های روانی بزرگسالان مفید باشد، درشـناخـت و درمان مشـکلات کودکان سازش نیافته، پرخاشگر و بیقرارمناسـب تر است و برای این گونه کودکان زمینه‌ای فراهم می‌کند تا قابلیت و خلاقیت خود را بروز دهند. روند ساختن، ترسیم و نقاشـی فرایند پیچیده‌ای‌است که در طی‌ آن کودک اجزای گوناگونی از تجربیاتش را برای پدید آوردن کـلـیـت یک اثر مـعـنادار مورد استفاده قرار می‌دهد. در این فرایند تولیدی، کودک در قالب یک اثر هنری، چیزی بیش از محصول و در واقع بخشی از خود را به ما باز می‌نمایاند؛ اینکه چگونه فکر می‌کند، چه احساسی دارد و چگونه می‌بیند ؟. به هنگام ترسیم، فرد نه تنها خود را به شکل غیرکلامی، بیان می‌دارد و از این طریـق پویایی روانی و ارتباط بین فردیش را به نمایش می‌گذارد بلکه تعارضات بسیار عمیق خود را نیز فرا فکن می‌سازد. بنا بر این با استفاده از این ابزار می‌توان نـخسـتین علائم آسیب‌های روانی افراد را شناسایی کرد.

شیوه های اجرایی :

۱-جلسـات متوالی نقاشـی‌آزاد برای دانش آموزان ترتیب داده می‌شود؛ بدین صورت که کلیهٔ وسایل نقاشی مانند: ماژیک، مداد، مدادرنگی، مداد شمعی، گواش، آبرنگ در رنگهای متنوع در اختیار دانش آموزان قرار گرفته و طی یک جلسـه ابتدایی شیوهٔ استفاده از هر کدام از این ابـزارها برای آنان تشـریح و امتحان می‌شود. در جلسات بعدی ورقه‌ای سفید در اختیار هر کدام از آنان قرار گرفته و از افراد خواسته می‌شود تا هر موضوعی را که به آن علاقه و اشتیاق دارند به صورت کاملاً آزادانه و فارغ از دغدغه‌های تکنیکی و پرداختن به جزئیات، نقاشـی کنند.

اگر در طول جلسه کودکی از ترسیم نقاشی امتناع کند تعقیب هدف درمانی ایجاب می‌کند تا در معرض اصرار و تحمیل قرار نگیرد. اما در صورت ترسیم و اتمام نقاشـی از کودکان خواسته می‌شود تا به اختصار در مورد آنچه که کشیده‌اند و آنچه که دیگران ترسـیم کرده‌اند اظهار نظر نموده و به بحث و گفتگو بپردازند. این‌گونه بحثها در کلاس و درپایان جلسات نقاشی می‌باید صرفاً در خصوص محور محتوایی نقاشیها بوده و از ورود به مباحث مربوط به ساختار و تکنیک بدور باشد. آثار نقاشی شده در پایان هر جلسه جمع‌آوری شده و تا آخر دوره نگهداری می‌شود و در پایان دوره یکبار دیگر تمامی آثار نقاشی شده به وسیله دانش آموزان د ر معرض تماشای همه و مورد بررسی گروهی قرار می‌گیرد و از این طریق میزان پیشـرفت ارزیابی و درک تغییرات حاصل شده برای هر یک‌ از آنان مقدور می‌گردد. در پژوهشی که به همین شیوه و به وسیله دکتر احمد به‌ پژوه و فریده نوری در سال ۱۳۸۰ برای «بررسی تأثیر نقاشی‌ درمانی در کاهش رفتارهای پر خاشع گرانهٔ دانش آموزان عـقب ماندهٔ ذهنی تهران» در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه شامل۶۰ نفر) از میان ۲۰ مدرسهٔ پسرانه تهران انجام شده‌است نتایج ذیل بدسـت آمده: در مرحلهٔ نخست نتایج آزمایش‌هایی که با استفاده از تکنیک‌های "بندر – گشتالت" آزمون گودیناف،ماتریس پیش‌رونده بدست آمده نشان می‌دهد که میانگین نمرات مربوط به رفتارهای پرخاشگرانهٔ افراد مورد مطالعه از نظر والدین در هر گروه آزمایشی و کنترل در مرحله پیش آزمون مشابه یکد یگر بوده و اختلال ف معنی دارای وجود نداشته‌است. در این پژوهش طی ۱۲جلسهٔ نقاشی درمانی به عنوان یک برنامه مداخله‌ای بار دیگر نظر سنجی والد ین انجام شد و نتایج ذیل حاصل گردید. نقاشی‌درمانی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان عـقب مانده ذهنی مؤثر بوده و بررسی یافته‌های غـیرکمی در این پژوهش نشان می‌دهد که ‌استفاده‌ از جلسات نقاشی‌درمانی برای دانش‌آموزان ابتدایی عقب مانده ذهنی به سبب ایجاد زمینه‌های مناسب برای برون‌افکنی هیجانها، احساسات و افکار، منجر به سازگاری عاطفی و اجتماعی آنان می‌شود. یافته‌های این پژوهش با یافته‌های نازنین مددی که به«بررسی تأثیر نقاشی درمانی در کاهش اختلالهای هیجانی در کودکان عادی»پرداخته بود همخوانی دارد[مددی، نازنین(۱۳۷۹)]همچنین بررسی نمرا ت دانش آموزان نشان می‌دهد که نقاشی درمانی حتی در مورد دانش آموزان عـقب مانده ذهنی کمتر از ۷ سال با بهره هوشی حدود ۴۰ درصد که قادر به ترسیم تصاویر دقیق نیستند نیز می‌تواند مؤثر باشد. [مددی، نازنین (۱۳۷۹)]از بارزترین نکات مشاهده شده در جلسات نقاشی درمانی که به وسیله نویسنده در آموزشگاه های‌ آزاد هنری شهر تهران از دانش‌آموزان عادی ۴ تا۱۰ سال به صورت تحقیقی میدانی در فاصله سالهای ۸۲ – ۸۰ صورت گرفت موارد ذیل قابل تشخیص بود : معمولاً بعضی از کودکان بالاخص در سنین ۴ تا ۶ سال در جلسات اولیهٔ نقاشی درمانی به طریق معمول با شیوه‌های مختلف از جمله تمارض یا ابراز بی‌حوصلگی و گهگاه به بهانه عـدم توانایی در ترسیم از مشارکت در فعالیت خوداری می‌کنند، اما در جلسات بعدی با مشاهده فعالیت سایر اعـضای گروه، آنان نیز در جلسات مشارکت جسته و گاهی خود را فعال تر از سایرین نشان می‌دهند.

۲- یک جعبه مداد رنگی شامل هفت رنگ: آبی، سبز، زرد، بنفش، قهوه‌ای، قرمز، سیاه و یک مداد معمولی، یک پاک کن و یک برگ کاغذ A۴ به صورت عمودی دراختیار کودکان قرار می‌گیرد و به آنان گفته می‌شود که «روی کاغـذ یک آدم بکشـند و تاآنجاکـه‌امکان دارد قشـنگ باشد»

در مورد انتخاب محل قرارگیری آدمـک، جنسیت، اضافه کردن عناصر و استفاده یا عدم استفاده از رنگ اختیار و آزادی کامل داده می شـود. تفاوت آشکار این تکنـیک با آزمایش آدمک گودیناف در امکان تکرار تمرین در جلسات متوالی و نیز آزادی عمل دراضافه کردن تصاویر حاشیه‌ای به نقاشی‌اسـت. در پایان جلسات (که می‌تواند از ۵ تا ۱۰جلسه متغیر باشد) کلیهٔ نقاشیهای ترسیم شدهٔ هـرکودک در جلسه‌ای با حضور همه شـرکت کنندگان در معرض تماشا قرارگرفته و به بحث و بررسی گذارده میشـود این تمرین می‌تواند به صورت فردی و گروهی باشـد. نتایج پژوهشی[صاحبی، دکتر محمد علی وهمکاران(۱۳۸۲)بر روی بیماران مبتلابه عارضه دوقطبی بستری شده در بیمارستان‌ روزبه‌ تهران بـه منظور«بررسی شاخصهای ابعاد و رنگ در ترسیم آدمک رنگی» نشان می‌دهد : الـف) هر چند طول و سطح ترسیم درگروه پسران بطور قابل توجهی بزرگتر از گروه دختران بود منتها به دلیل انحراف معیار بالا درهرد و شاخص به خصوص درمورد«سطح» تفاوت‌ها معنا دارنبوده و نمی توان چنین نتیجه گرفت که جنسیت تأثیری دراندازهٔ نقاشی‌ها داشته‌است. ب‌) هر چند که انتظار میرفـت اکثر شرکت کنندگان درآزمون، نقاشی خود را رنگ کنند، اما ۶۴٪ ازآنان در نقاشی خود از رنگ استفاده نکرده و ۳۶٪ باقی‌مانده نیز اکثراً در نقاشی‌های خود از رنگ گرم در ترسیم استفاده کرده‌اند.در پایان این تحقیق پژوهشگر با انطباق یافته‌های خود نتیجه می‌گیرد که در میان بیماران مبتلا به اختلال دوقبطـی ارتباط متقن و قوی میان کیفیت خلق و اندازهٔ ترسیم با رنگ‌آمیزی آن وجود ندارد که این مورد با یافته‌های بورکیت که همین آزمون را در مورد کودکان عادی درسنین ۵ تا ۱۲ سال انجام داد مطالعه بقت ندارد. یافته‌های بورکیت نشان می‌دهد که :

الف) یک ارتباط خطی بین احساسات و عواطـف نقاش با رنگهای مورد استفاده مشاهده می‌شود.

ب) کودکان رنگهای خوشایند را برای رنگ آمیزی تصاویر خوشایند رنگ گرم و رنگهای ناخوشایند را برای تصاویر ناخوشایند (سیاه و به‌طورکلی تیره) و نیز رنگهای خنثی(خاکستری) را برای تصاویر خنثی بکار برده‌اند.

ج‌) کودکان کم سن و سال، رنگهای ( قرمز و بنفش ) و بزرگترها رنگهای تیره تر را بیشتر ترجیح داده‌اند.

د) رنگ زرد و آبی بین پسران و قرمز در میان دختران غلبه داشته‌اسـت.

از مطابقت نتایج حاصل‌ از این دو پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که اختلاف فاحشی در چگونگی ترسیم میان دانش آموزان سالم و عادی با کودکان دارای ناهنجاری‌های روانی وجود دارد. جلسات گروهی نقاشی درمانی بخصوص در هنگام تحلیل گروهی آثار، می‌تواند شناخت جدیدی نسبت به شکل، رنگ و چگونگی ا استفاده ازآنها را به کودکان منتقل کند.

/ 0 نظر / 37 بازدید